در حال بارگذاری...

اسمNomen

Fall

der / das

معانی

ملکی: Falles
• Der Skiläufer hat sich bei dem unglücklichen Fall schwer verletzt.اسکی‌باز در اثر سقوطِ ناگوار به‌شدت آسیب دید.
ملکی: Falles
• Hochmut kommt vor dem Fall.غرور مقدمه‌ی سقوط است.
ملکی: Falles
• Der Fall des Wildes wurde vermerkt.تلف‌شدن شکار ثبت شد.
ملکی: Falles
• Er wurde Knall auf Fall entlassen.او یک‌باره و بی‌مقدمه اخراج شد.
جمع: Fälleملکی: Falles
• In diesem Fall dürften Sie sich besser eingliedern.در این صورت احتمالاً بهتر در جمع جا می‌افتید.
جمع: Fälleملکی: Falles
• Der Fall kommt nächste Woche vor Gericht.پرونده هفته‌ی آینده به دادگاه می‌رود.
جمع: Fälleملکی: Falles
• Das Wort steht im vierten Fall, also im Akkusativ.این واژه در حالت چهارم، یعنی مفعولی است.
جمع: Falle(n)ملکی: Fall(e)s
• Die Falle spannten sich im Wind.طنابِ بادبان‌ها در باد کشیده شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی