اسمNomen
Sache
die
جمع: Sachen
ملکی: Sache
معانی
1. چیزها؛ وسایل (اشیای نامعین، بهویژه وسایل شخصی و کاربردی؛ فقط جمع)بیشتر▾
• Er packt seine Sachen und fährt weg.او وسایلش را جمع میکند و میرود.
2. لباس؛ پوشاک (کلمهی عام برای لباسها؛ فقط جمع)بیشتر▾
• Sie trägt warme Sachen im Winter.او در زمستان لباس گرم میپوشد.
3. موضوع؛ کار؛ مسئله (امر معین که معمولاً برای طرفین شناخته است؛ ماجرا)بیشتر▾
• Das ist eine wichtige Sache.این موضوع مهمی است.
4. موضوع بحث؛ اصل مطلب (موضوع اصلی گفتوگو یا مشورت)بیشتر▾
• Bitte bleiben Sie bei der Sache.لطفاً سر اصل مطلب بمانید.
5. وظیفه؛ مسئولیت (کاری که بر عهدهی کسی است؛ فقط مفرد)بیشتر▾
• Die Gartenarbeit ist meine Sache.باغبانی وظیفهی من است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




