در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

plötzlich

معانی

• Plötzlich hörte man einen lauten Knall.ناگهان صدای انفجاری بلند شنیده شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی