1حرفاضافهPräposition
gegenüber
[ˌgeːgn̩ˈʔyːbɐ]
معانی
1. روبهروی؛ مقابل (در سمت دیگر، رو به آدم یا چیزی)بیشتر▾
• Martin zeigte auf die überdachte Haltestelle gegenüber der Einfahrt.مارتین به ایستگاه سقفدار روبهروی ورودی اشاره کرد.
2. نسبت به؛ در برابر (در ارتباط با کسی یا چیزی؛ رفتار، احساس یا موضع)بیشتر▾
• Sie war modernen Ideen gegenüber aufgeschlossen.او نسبت به ایدههای نو گشوده بود.
3. در مقایسه با؛ در برابر؛ بهنسبت (سنجش یا تقابل)بیشتر▾
• Das Bruttoinlandsprodukt reduzierte sich dem Vorjahr gegenüber leicht.تولید ناخالص داخلی نسبت به سال گذشته اندکی کاهش یافت.
2
قید مکانLokaladverb
[ˌgeːgn̩ˈʔyːbɐ]
معانی
1. روبهرو؛ آنسوی (در سمت دیگر خیابان، راهرو، رودخانه و غیره)بیشتر▾
• Ich blicke hoch zu meiner Nachbarin im Haus gegenüber.به همسایهام در خانهی روبهرو نگاه میکنم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




