اسمNomen
Hemd
das/[hɛmt]
جمع: Hemden
ملکی: Hemd(e)s
معانی
1. پیراهن (لباس رو یا لباس زیر که از شانهها تا نزدیک ران را میپوشاند؛ بهویژه پیراهن مردانه)بیشتر▾
• Ich nahm mir aus dem Schrank ein neues weißes Hemd.من از کمد یک پیراهن سفید نو برداشتم.
2. (مجازی) «bis aufs Hemd»: تا آخرین رمق؛ «das Hemd ist mir näher als der Rock»: منفعت خودم برایم مهمتر استبیشتر▾
• Sie war nass bis aufs Hemd.او تا مغز استخوان خیس شده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




