در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

her

[heːɐ̯]

معانی

• Komm doch mal her, bitte.لطفاً یک‌بار بیا اینجا.
• Her mit dem Geld!پول را بده!
• Es ist schon lange her, seit wir uns zum letzten Mal trafen.مدت‌هاست که از آخرین دیدارمان می‌گذرد.
• Die Polizei ist hinter dem Dieb her.پلیس دنبال دزد است.
• Mit seinen Kenntnissen ist es nicht weit her.دانش او چندان قابل ملاحظه نیست.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی