صفتAdjektiv
indirekt
[ˈɪndiʀɛkt]
| indirekt | indirekter | am indirektesten |
معانی
1. غیرمستقیم؛ باواسطه (نه در مسیر مستقیم؛ فقط از راههای غیرمستقیم؛ در برابر direkt)بیشتر▾
• Er hat indirekt dazu beigetragen.او بهطور غیرمستقیم در آن سهم داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




