در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

offen

[ˈɔfn̩]
offenoffeneram offensten

معانی

• Unsere Gartentür ist immer offen.در باغ ما همیشه باز است.
• Die Geschäfte sind samstags bis 18 Uhr offen.مغازه‌ها شنبه‌ها تا ساعت ۱۸ باز هستند.
• Er hat einen offenen Blick.او نگاهی صادق دارد.
• Es blieben noch offene Fragen.هنوز پرسش‌های بی‌پاسخی مانده بود.
• Viele Stellen sind noch offen.بسیاری از پست‌ها هنوز خالی است.
• Beides sind offene Turniere, sodass jeder teilnehmen kann.هر دو مسابقه‌ی آزاد هستند و هر کسی می‌تواند شرکت کند.
• Das ist offener Widerstand.این مقاومتی آشکار است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی