صفتAdjektiv
direkt
[diˈʀɛkt]
| direkt | direkter | am direktesten |
معانی
1. مستقیم؛ بیواسطه (در مسیر راست و بدون انحراف؛ بیواسطهی میانجی؛ در برابر indirekt)بیشتر▾
• Der Zug fährt direkt nach Wien.قطار مستقیم به وین میرود.
2. رودررو؛ شخصی (کسی را بیواسطه و شخصاً دربرگیرنده؛ مستقیماً به کسی خطابشده؛ در برابر indirekt)بیشتر▾
• Wir führen direkte Verhandlungen.ما مذاکرات مستقیم انجام میدهیم.
3. بیدرنگ؛ بلافاصله (محاورهای: بلافاصله و فوراً)بیشتر▾
• Wir gingen direkt nach der Arbeit zur Versammlung.ما بلافاصله پس از کار به جلسه رفتیم.
4. واقعاً؛ بهکلی (محاورهای: برای تأکید؛ مثل «geradezu»)بیشتر▾
• Das ist ja direkt beleidigend!این که واقعاً توهینآمیز است!
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




