در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

direkt

[diˈʀɛkt]
direktdirekteram direktesten

معانی

• Der Zug fährt direkt nach Wien.قطار مستقیم به وین می‌رود.
• Wir führen direkte Verhandlungen.ما مذاکرات مستقیم انجام می‌دهیم.
• Wir gingen direkt nach der Arbeit zur Versammlung.ما بلافاصله پس از کار به جلسه رفتیم.
• Das ist ja direkt beleidigend!این که واقعاً توهین‌آمیز است!

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی