legen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gelegt | legte | lege | ich |
| hast gelegt | legtest | legst | du |
| hat gelegt | legte | legt | er/sie/es |
| haben gelegt | legten | legen | wir |
| habt gelegt | legtet | legt | ihr |
| haben gelegt | legten | legen | sie/Sie |
معانی
1. (etw./jmdn. irgendwohin legen) چیزی یا کسی را بهصورت خوابیده جایی گذاشتنlegen+akk.بیشتر▾
2. (مجازی؛ Wert/Gewicht auf etw. legen) به چیزی اهمیت دادنlegen+akk.بیشتر▾
3. (مجازی، عبارتهای ثابت) چیزی را در موقعیت یا حالتی قرار دادنlegen+akk.بیشتر▾
4-1. (sich legen) خوابیدن؛ در حالت افقی قرار گرفتنsich legenبیشتر▾
4-2. (مجازی، عامیانه؛ sich legen) در عبارتهای ثابت: بیمار شدن، کمین کردن، کوشیدنsich legenبیشتر▾
4-3. (sich auf etw. legen) بر چیزی تمرکز کردن؛ خود را وقف چیزی کردنsich legenبیشتر▾
4-4. (etw. legt sich) فروکش کردن؛ آرام گرفتنsich legenبیشتر▾
4-5. (etw. legt sich auf etw.) روی چیزی سنگینی کردن؛ آزار دادنsich legenبیشتر▾
4-6. (etw. legt sich über etw.) روی چیزی گسترده شدن؛ فراگرفتنsich legenبیشتر▾
5. (etw. legen) چیزی را بهطور مناسب کار گذاشتن یا نصب کردنlegen+akk.بیشتر▾
6. (مرغ و ماکیان) تخم گذاشتنlegenintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




