leicht
| leicht | leichter | am leichtesten |
معانی
1. آسان، ساده؛ بدون زحمت و تلاش زیاد (در برابر schwer)بیشتر▾
2. سبک؛ دارای وزن کمبیشتر▾
3. (قید) بهسادگی و بهسرعت؛ بهآسانیبیشتر▾
4. (قید، محاورهای) بهسادگی ممکن؛ بدون دشواری و بیهیچ مانعبیشتر▾
5. ضعیف و کمشدت؛ از نظر قدرت یا اندازه کمبیشتر▾
6. (قید) کمی، اندکی؛ تا حدیبیشتر▾
7. ملایم و با فشار کم؛ نرم و لطیف (در برابر fest)بیشتر▾
8. کماهمیت و جزئی؛ بدون عارضهی جدیبیشتر▾
9. سبکهضم؛ دارای کالری کم و خوشگوار برای معدهبیشتر▾
10. بیدغدغه و سبکدل؛ آسوده و شادبیشتر▾
11. کمپوش؛ با لباس کم و نازکبیشتر▾
12. (مجازی) سهلانگارانه، بیدغدغه؛ در عبارتهایی مثل «auf die leichte Schulter nehmen»بیشتر▾
13. (محاورهای) در عبارت «leichtes Spiel haben»: کاری را بیزحمت و بازیگونه انجام دادنبیشتر▾
14. (ادبی) در عبارت «leichten Kaufes»: بیهیچ دردسر و بهآسانیبیشتر▾
15. راحت و بیتکلف؛ غیررسمی و آرامبیشتر▾
16. سرگرمکننده و ساده؛ از نظر فکری بیادعابیشتر▾
17. (منفی) از نظر اخلاقی سهلگیر و سبک؛ بیقیدبیشتر▾
18. (قید، جنوب آلمان و اتریش) شایدبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




