در حال بارگذاری...

اسمNomen

Maschine

die/[maˈʃiːnə]
جمع: Maschinen
ملکی: Maschine

معانی

• Vielleicht hat er den ganzen Tag an der Maschine gearbeitet.شاید او تمام روز پشت ماشین کار کرده است.
• Sie schreibt Maschine.او با ماشین تحریر می‌نویسد.
• Die Maschine aus Moskau landet gerade.هواپیمای مسکو همین حالا فرود می‌آید.
• Er fährt eine schwere Maschine.او موتورسیکلت سنگینی می‌راند.
• Die Maschine setzte sich langsam in Bewegung.لوکوموتیو آرام به حرکت درآمد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی