اسمNomen
Maschine
die/[maˈʃiːnə]
جمع: Maschinen
ملکی: Maschine
معانی
1. ماشین؛ دستگاه (وسیلهی مکانیکی متشکل از اجزای متحرک و ثابت که نیرو را منتقل میکند یا کارها را بهطور خودکار انجام میدهد)بیشتر▾
• Vielleicht hat er den ganzen Tag an der Maschine gearbeitet.شاید او تمام روز پشت ماشین کار کرده است.
2. ماشین تحریر؛ ماشین دوخت (در کاربردهای قدیمیتر)بیشتر▾
• Sie schreibt Maschine.او با ماشین تحریر مینویسد.
3. هواپیما (مترادف Flugzeug؛ محاورهای)بیشتر▾
• Die Maschine aus Moskau landet gerade.هواپیمای مسکو همین حالا فرود میآید.
4. موتورسیکلت (محاورهای؛ مترادف Motorrad)بیشتر▾
• Er fährt eine schwere Maschine.او موتورسیکلت سنگینی میراند.
5. لوکوموتیو (قطار؛ محاورهای و قدیمی)بیشتر▾
• Die Maschine setzte sich langsam in Bewegung.لوکوموتیو آرام به حرکت درآمد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




