در حال بارگذاری...

اسمNomen

Material

das/[mateˈʀi̯aːl]
جمع: Materialien
ملکی: Materials

معانی

• Wenn man ein festes Lineal in die Ecke preßt, kann man das überstehende Material sauber abtrennen.اگر خط‌کش محکمی را در گوشه فشار دهی، می‌توانی ماده‌ی زائد را تمیز ببری.
• Das biographische Material wurde im Roman verarbeitet.مواد زندگی‌نامه‌ای در رمان به کار رفته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی