اسمNomen
Material
das/[mateˈʀi̯aːl]
جمع: Materialien
ملکی: Materials
معانی
1. ماده؛ مصالح؛ مواد خام (مادهای که برای کاری لازم است؛ مادهی اولیه، ساختمانی یا ساختی)بیشتر▾
• Wenn man ein festes Lineal in die Ecke preßt, kann man das überstehende Material sauber abtrennen.اگر خطکش محکمی را در گوشه فشار دهی، میتوانی مادهی زائد را تمیز ببری.
2. مدارک؛ اسناد؛ منابع؛ مواد (آنچه برای تحقیق یا مقاله گردآوری میشود؛ همچنین مدرک و شاهد)بیشتر▾
• Das biographische Material wurde im Roman verarbeitet.مواد زندگینامهای در رمان به کار رفته است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




