صفتAdjektiv
nass
| nass | nasser | am nassesten |
معانی
1. خیس؛ مرطوب (آغشته یا اشباعشده با مایع؛ در برابر trocken)بیشتر▾
• Die Wäsche ist noch ganz nass.لباسها هنوز کاملاً خیس است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




