صفتAdjektiv
prima
معانی
1. عالی؛ بسیار خوب؛ درجهیک (محاورهای؛ بدون صرف: همیشه به همین شکل)بیشتر▾
• Ein Auto, das selbstständig sein Ziel findet, wäre doch prima.ماشینی که خودش مقصد را پیدا کند واقعاً عالی میبود.
2. درجهیک؛ ممتاز (اصطلاح بازرگانی برای کیفیت بسیار بالای کالا)بیشتر▾
• Ein prima Angebot aus erster Hand!پیشنهادی درجهیک از دست اول!
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




