Regierung
معانی
1. دولت؛ حکومت (گروهی که بهعنوان نهاد اجرایی حق و قدرت تصمیمهای سیاسی مهم و نمایندگی یک کشور یا منطقه را دارد)بیشتر▾
2. قوهی مجریه (قدرت اجرایی دولت؛ فقط مفرد؛ مترادف Exekutive؛ در عبارت «an der Regierung sein»)بیشتر▾
3. دوران حکومت؛ دولت (بازهای که کسی یا گروهی حکومت میکند)بیشتر▾
4. حکومتکردن؛ اعمال قدرت اجرایی (کمتر رایج؛ فقط مفرد)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




