در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

reich

[ʀaɪ̯ç]
reichreicheram reichsten

معانی

• Er ist durch Spekulationen an der Börse reich geworden.او با سفته‌بازی در بورس ثروتمند شد.
• Dieses Wasser ist reich an Mineralstoffen.این آب سرشار از مواد معدنی است.
• Das Bett ist reich verziert.تخت به‌طور مجلل تزیین شده است.
• Er hat die Kinder reich beschenkt.او به کودکان هدایای فراوان داد.
• Die Ernte war in diesem Jahr reich.محصول امسال پربار بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی