اسمNomen
Reinigung
die/[ˈʀaɪ̯nɪgʊŋ]
جمع: Reinigungen
ملکی: Reinigung
معانی
1. تمیزکاری؛ نظافت؛ پاکسازی (عمل تمیز کردن)بیشتر▾
• Eine regelmäßige Reinigung gehört zum halbjährlichen Ritual bei jeder Maus.نظافت منظم جزو آیین ششماههی هر ماوس است.
2. خشکشویی؛ لباسشویی (مؤسسهی شستشوی لباس؛ محاورهای)بیشتر▾
• Der Anzug muss in die Reinigung.کتوشلوار باید به خشکشویی برود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




