اسمNomen
Schnee
der/[ʃneː]
ملکی: Schnees
معانی
1. برف (بارش دانهای یا پرزدار از بلورهای یخ که زمین را با لایهای سفید میپوشاند؛ فقط مفرد)بیشتر▾
• Im Winter liegt in den Bergen viel Schnee.در زمستان در کوهها برف زیادی هست.
2. کف تخممرغ؛ سفیدهی کفکرده (Eischnee: سفیدهی تخممرغ که بهصورت کف سفت زده شده است)بیشتر▾
• Man muss das Eiweiß zu Schnee schlagen.باید سفیدهی تخممرغ را تا کف سفت بزنی.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




