schneiden
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe geschnitten | schnitt | schneide | ich |
| hast geschnitten | schnittest | schneidest | du |
| hat geschnitten | schnitt | schneidet | er/sie/es |
| haben geschnitten | schnitten | schneiden | wir |
| habt geschnitten | schnittet | schneidet | ihr |
| haben geschnitten | schnitten | schneiden | sie/Sie |
معانی
1. بریدن؛ خرد کردن (چیزی را با ابزار برنده تکهتکه کردن؛ مثل نان، پنیر و سبزی)schneiden+akk.بیشتر▾
2. کوتاه کردن؛ چیدن (موی سر، ناخن، گیاه یا چمن را با ابزار برنده کوتاه کردن؛ آرایش)schneiden+akk.بیشتر▾
3. زخمی کردن؛ بریدگی ایجاد کردن (خود یا دیگری را با چاقو یا چیز تیز مجروح کردن؛ «sich schneiden»)sich schneidenبیشتر▾
4. تقاطع کردن؛ یکدیگر را قطع کردن (دو خط یا راه همدیگر را در نقطهای قطع کردن؛ ریاضیات)بیشتر▾
5. تدوین کردن (فیلم و صدا؛ مواد ضبطشده را بهصورت کلی یکپارچه کنار هم گذاشتن)؛ نادیده گرفتن (محاوره: کسی را عمداً نادیده گرفتن)schneiden+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




