Schwein
معانی
1. خوک (جانور پستاندار با پیکر چاق، پوزهی دراز و پوست زبر؛ بهویژه خوک اهلی پرورشیافته)بیشتر▾
2. گوشت خوک (فقط مفرد؛ بدون حرف تعریف)بیشتر▾
3. (تحقیرآمیز، زمخت) آدم کثیف یا بدکردار؛ نامرد؛ لجن (برای ناسزا)بیشتر▾
4. (محاورهای) خوششانسی (در عبارت «Schwein haben»: شانس آوردن)بیشتر▾
5. قلک (مترادف Sparschwein؛ قلک خوکی برای پسانداز پول)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




