در حال بارگذاری...

اسمNomen

Schwein

das/[ʃvaɪ̯n]
جمع: Schweine
ملکی: Schwein(e)s

معانی

• Man hört die Schweine im Koben grunzen.صدای خرخر خوک‌ها از طویله شنیده می‌شود.
• Bitte ein Kilo Fleisch für Gulasch, halb Rind, halb Schwein.لطفاً یک کیلو گوشت برای گولاش، نصف گاو، نصف خوک.
• Du Schwein!ای پست‌فطرت!
• Da haben wir aber Schwein gehabt!ما واقعاً شانس آوردیم!
• Er warf mir heimlich ein paar Mark in mein Schwein.او پنهانی چند مارک در قلک من انداخت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی