schwach
| schwach | schwächer | am schwächsten |
معانی
1. ضعیف؛ ناتوان؛ بیرمق (از نظر جسمی)بیشتر▾
2. سستاراده؛ ناپایدار؛ بیاراده (در شخصیت)بیشتر▾
3. کمتوان؛ ناکافی؛ آسیبپذیر (برای چیزی مادی که بار را تحمل نمیکند: تخته، قایق، دیوار)بیشتر▾
4. اندک؛ کم؛ ناچیز؛ ناکافی (برای شدت، نور، امید)بیشتر▾
5. کممایه؛ آبکی؛ رقیق (نوشیدنی یا محلول)بیشتر▾
6. کمتوان؛ ناتوان در عملکرد (ابزار، وسیله، شخص ضعیف در کاری)بیشتر▾
7. (دستور زبان) ضعیف (فعلهایی که واکهی ریشهشان تغییر نمیکند؛ اسمهایی که به -n/-en ختم میشوند؛ بدون درجهی مقایسه)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




