در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

selten

[ˈzɛltn̩]
seltenselteneram seltensten

معانی

• Das ist ein seltener Vogel.این پرنده‌ی کمیابی است.
• Sie war von seltener Schönheit.او زیبایی نادری داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی