صفتAdjektiv
selten
[ˈzɛltn̩]
| selten | seltener | am seltensten |
معانی
1. کمیاب؛ نادر؛ بهندرت (کم رخدهنده یا کمیاب؛ فاصلهی زمانی زیاد)بیشتر▾
• Das ist ein seltener Vogel.این پرندهی کمیابی است.
2. بسیار؛ فوقالعاده (قید تشدید، بدون درجهی تفضیلی: بسیار و بهطور خارقالعاده)بیشتر▾
• Sie war von seltener Schönheit.او زیبایی نادری داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




