toll
| toll | toller | am tollsten |
معانی
1. عالی؛ فوقالعاده؛ محشر (محاورهای؛ اغلب بهصورت تعجب، برای بیان تحسین یا شور)بیشتر▾
2. (طعنهآمیز) «بهبه!»؛ عجب! (برای نشاندادن ناخشنودی، نومیدی)بیشتر▾
3. باورنکردنی؛ عجیب و غریب؛ شگفت (چیزی که باورش دشوار یا بسیار غیرمعمول است)بیشتر▾
4. (قدیمیشونده) شدید؛ بیمهار؛ بیش از حد (پرسر و صدا و افراطی)بیشتر▾
5. (خودمانی، قیدی) خیلی؛ بسیار؛ بهشدت (مترادف doll)بیشتر▾
6. (کارناوال) سرخوش؛ شادمانه جشنگیرنده؛ بیخیالبیشتر▾
7. (منسوخ) بیباک؛ پرخطر؛ بیاعتنا به خطر (مترادف tollkühn)بیشتر▾
8. (قدیمیشونده) از شدت احساس یا ناراحتی دیوانه؛ از کوره دررفتهبیشتر▾
9. (منسوخ) دیوانه؛ مجنون (مترادف geisteskrank)بیشتر▾
10. (منسوخ) هار؛ مبتلا به هاری (مترادف tollwütig)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




