صفتAdjektiv
unsympathisch
[ˈʊnzʏmˌpaːtɪʃ]
| unsympathisch | unsympathischer | am unsympathischsten |
معانی
1. ناخوشایند؛ نامطبوع؛ دوستنداشتنی (شخص یا چیزی که حس خوبی برنمیانگیزد)بیشتر▾
• Er mochte vielleicht unsympathisch sein, aber er war nicht dumm.شاید او دوستنداشتنی باشد، اما احمق نبود.
2. ناپسند؛ ناخوشایند (چیزی که با خواست، تصور یا برنامهی آدم ناسازگار است و بیموقع میرسد)بیشتر▾
• Dieser Plan ist mir sehr unsympathisch.این برنامه برای من بسیار ناخوشایند است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




