صفتAdjektiv
ungesund
| ungesund | ungesünder | am ungesündesten |
معانی
1. ناسالم؛ زیانآور برای سلامتی؛ مضربیشتر▾
• Das Rauchen ist auf die Dauer ungesund.سیگار کشیدن در درازمدت ناسالم است.
2. بیمارگونه؛ نشاندهندهی بیماری (برای چهره و ظاهر)بیشتر▾
• Sie sah ungesund aus.او بیمارگونه به نظر میرسید.
3. (مجازی) نامناسب؛ بد؛ نامطلوب (مثلاً فضای کار)بیشتر▾
• Das ist ein ungesundes Arbeitsklima.این فضای کاری نامناسبی است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




