در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

ungesund

ungesundungesünderam ungesündesten

معانی

• Das Rauchen ist auf die Dauer ungesund.سیگار کشیدن در درازمدت ناسالم است.
• Sie sah ungesund aus.او بیمارگونه به نظر می‌رسید.
• Das ist ein ungesundes Arbeitsklima.این فضای کاری نامناسبی است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی