قید زمانTemporaladverb
vorher
معانی
1. پیش از این؛ قبلاً (پیش از این زمان یا رویداد؛ در برابر nachher)بیشتر▾
• Ich hatte ihn vorher noch nie gesehen.من پیش از این هرگز او را ندیده بودم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




