قید زمانTemporaladverb
vorgestern
معانی
1. پریروز (دو روز پیش؛ روزی که پیش از دیروز است؛ در زبان محاورهای و مجازی: دورانی کهنه و عقبمانده)بیشتر▾
• Ich war vorgestern beim Arzt.من پریروز نزد پزشک بودم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




