در حال بارگذاری...

اسمNomen

Werkstatt

die/[ˈvɛʁkʃtat]
جمع: Werkstätten
ملکی: Werkstatt

معانی

• So komisch es tönt, aber wer sein Auto in Deutschland reparieren ließ, musste wieder eine heimische Werkstatt ansteuern.هرچند عجیب به نظر می‌رسد، هر که ماشینش را در آلمان تعمیر می‌کرد، ناچار بود دوباره به تعمیرگاه محلی برود.
• Im Keller hat er sich eine Werkstatt eingerichtet.او در زیرزمین برای خود کارگاهی برپا کرده است.
• Es wird eine Maßnahme in einer Werkstatt für behinderte Menschen empfohlen.اقدام در یک کارگاه برای افراد دارای معلولیت توصیه می‌شود.
• Die musisch-bildnerische Werkstatt bietet ein Seminar an.کارگاه هنری-نقاشی یک سمینار برگزار می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی