اسمNomen
Werkzeug
das
جمع: Werkzeuge
ملکی: Werkzeug(e)s
معانی
1. ابزار؛ وسیلهی کار (چیز ساختهشدهای که با دست یا ماشین برای کار روی قطعه یا مادهی خام به کار میرود)بیشتر▾
• Er pflegt und repariert seine Werkzeuge selbst.او ابزارهایش را خودش نگهداری و تعمیر میکند.
2. (جمع ابزار برای یک کار دستی؛ فقط مفرد) ابزار؛ مجموعهی ابزار (یک حرفهی دستی)بیشتر▾
• Das Werkzeug des Klempners besteht aus Hammer, Schraubenzieher und Kneifzange.ابزار لولهکش از چکش، پیچگوشتی و انبردست تشکیل شده است.
3. (تحقیرآمیز، مجازی) ابزار؛ آلت دست (کسی که دیگری برای رسیدن به هدف خود از او استفاده میکند)بیشتر▾
• Er ist ein willfähriges Werkzeug in ihren Händen.او آلت دست مطیعی در دستان آنان است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




