در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

außen

[ˈaʊ̯sn̩]

معانی

• Das Haus ist außen mit wildem Wein bewachsen.خانه از بیرون با تاک وحشی پوشیده شده است.
• Er wartete außen im Garten.او بیرون در باغ منتظر ماند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی