در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

außerhalb

[ˈaʊ̯sɐhalp]

معانی

• Erst ab etwa drei Jahren brauchen Kinder auch soziale Kontakte außerhalb der Familie.کودکان از حدود سه‌سالگی به بعد به روابط اجتماعی بیرون از خانواده هم نیاز دارند.
2
قید مکانLokaladverb
[ˈaʊ̯sɐhalp]

معانی

• Er wohnt außerhalb.او بیرون شهر زندگی می‌کند.
• Sie kommt von außerhalb.او از بیرون شهر می‌آید.
• Es war außerhalb heiß.بیرون گرم بود.
• Ich habe mich außerhalb gehalten.من خود را بیرون نگه داشتم (به هیچ حزبی تعلق نداشتم).

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی