در حال بارگذاری...

اسمNomen

Verbindung

die/[fɛɐ̯ˈbɪndʊŋ]
جمع: Verbindungen
ملکی: Verbindung

معانی

• Seit die Omnibuslinie eingerichtet ist, habe ich eine gute Verbindung zur Stadt.از زمانی که خط اتوبوس راه افتاده، ارتباط خوبی با شهر دارم.
• Die Verbindung ist abgebrochen.ارتباط قطع شد.
• Beide Freunde hielten nur noch eine lose Verbindung miteinander aufrecht.هر دو دوست فقط رابطه‌ای سست با هم حفظ می‌کردند.
• Er hatte eine Menge guter Verbindungen und wusste sie zu seinem Vorteil zu nutzen.او ارتباطات خوب بسیاری داشت و می‌دانست آن‌ها را به نفع خود به کار ببرد.
• Bei hohen Temperaturen gehen die Elemente eine große Zahl von Verbindungen ein.در دماهای بالا عناصر ترکیب‌های بسیاری تشکیل می‌دهند.
• Sie waren ganz sicher Mitglieder einer schlagenden Verbindung.آنان قطعاً عضو یک انجمن دانشجویی شمشیرزن بودند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی