قید حالتModaladverb
genug
[gəˈnuːk]
معانی
1. کافی؛ بهاندازه؛ بس (مقدار یا درجهی لازم؛ بیصرف؛ پس از صفت یا قبل و بعد از اسم)بیشتر▾
• Sie ist alt und klug genug, um sich richtig zu verhalten.او بهاندازهی کافی بزرگ و باهوش است که درست رفتار کند.
2. بس؛ دیگر کافی (رسیدن به حد معین یا فراتر رفتن از آن؛ «genug davon!»: دیگر بس است!)بیشتر▾
• Genug der Worte, es muss gehandelt werden.بس سخن، باید عمل کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




