صفتAdjektiv
geöffnet
معانی
1. باز، گشوده (نه بسته؛ دربارهٔ چیزی که باز شده است)بیشتر▾
• Der Sänger stand am geöffneten Flügel.خواننده کنارِ پیانوی بازِ رویِ پایه ایستاده بود.
2. باز (دربارهٔ مغازه، موزه و مانندِ آن؛ در ساعاتِ کاری برایِ مشتری یا بازدیدکننده در دسترس)بیشتر▾
• Alle Geschäfte waren um diese Zeit geöffnet.همهٔ مغازهها در این ساعت باز بودند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




