در حال بارگذاری...

اسمNomen

Herz

das/[hɛʁʦ]
جمع: Herzen
ملکی: Herzens

معانی

• Mein Großvater hat Probleme mit dem Herzen.پدربزرگ من مشکل قلبی دارد.
• Er ist ein Mensch mit einem goldenen Herzen.او آدمی با دلی زرین (مهربان) است.
• Sie trägt an der Kette ein Herz als Anhänger.او روی زنجیرش آویزی به شکل قلب دارد.
• Das Land liegt im Herzen Europas.این کشور در قلب اروپا واقع است.
• Na, mein Herzchen?خب عزیزم؟
• Er drückte das Kind an sein Herz.او کودک را به سینه‌اش فشرد.
• Beim Schafkopf ist Herz immer Trumpf.در بازی شافکوپف دل همیشه حکم است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی