در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

hin

[hɪn]

معانی

• Wo soll ich denn hin?پس من کجا بروم؟
• Er geht im Zimmer hin und her.او در اتاق این‌سو و آن‌سو می‌رود.
• Hin und wieder besucht er uns noch.او هنوز گاه‌گاهی به دیدار ما می‌آید.
• Ich habe das Gerät auf seinen Rat hin gekauft.من این دستگاه را به‌توصیه‌ی او خریدم.
• Es ist noch lange hin, bis die Bauarbeiten beginnen.هنوز مدت زیادی مانده تا کار ساختمانی آغاز شود.
• Der Weg verläuft immer am Ufer hin.راه همیشه در امتداد ساحل می‌رود.
• Die Vase ist hin.گلدان شکسته و خراب شده است.
• Seit sie das Kleid im Schaufenster gesehen hatte, war sie hin.از وقتی لباس را در ویترین دیده بود، شیفته‌ی آن شده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی