در حال بارگذاری...

1صفتAdjektiv

lang

[laŋ]
langlängeram längsten

معانی

• Das Zimmer ist vier Meter lang und drei Meter breit.اتاق چهار متر طول و سه متر عرض دارد.
• Sie hat lange Haare.او موهای بلند دارد.
• Er lag lang ausgestreckt auf dem Sofa.او کشیده روی مبل دراز کشیده بود.
• Er ist ein langer Mann.او مردی قدبلند است.
• Die Soße ist zu lang.سس خیلی آبکی است.
• Er musste vier Stunden lang warten.او باید چهار ساعت منتظر می‌ماند.
• Wir hatten einen langen Urlaub.ما تعطیلات طولانی داشتیم.
2
قید مکانLokaladverb
[laŋ]

معانی

• Wohin gehst du? – Hier lang.کجا می‌روی؟ – از این طرف.
• Hunderte Menschen standen an der Straße lang.صدها نفر در امتداد خیابان ایستاده بودند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی