اسمNomen
Lust
die/[lʊst]
جمع: Lüste
ملکی: Lust
معانی
1. میل؛ حوصله؛ اشتیاق (میل درونی به کاری یا چیزی که لذت میآورد؛ مفرد؛ «Lust haben»)بیشتر▾
• Ich habe heute keine Lust, ins Kino zu gehen.من امروز میل ندارم به سینما بروم.
2. لذت؛ خوشی (احساس شادی، خرسندی و رضایت؛ مثل «es ist eine Lust zu leben»)بیشتر▾
• Es ist eine Lust, ihr beim Tanzen zuzusehen.تماشای رقص او لذتبخش است.
3. هوس؛ میل شدید (تمایل یا هوس شدید و ناخودآگاه؛ شهوت؛ جمع Lüste؛ «die Lust des Fleisches»)بیشتر▾
• Er konnte seine Lüste nicht beherrschen.او نتوانست بر هوسهایش مسلط شود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




