در حال بارگذاری...

اسمNomen

Lust

die/[lʊst]
جمع: Lüste
ملکی: Lust

معانی

• Ich habe heute keine Lust, ins Kino zu gehen.من امروز میل ندارم به سینما بروم.
• Es ist eine Lust, ihr beim Tanzen zuzusehen.تماشای رقص او لذت‌بخش است.
• Er konnte seine Lüste nicht beherrschen.او نتوانست بر هوس‌هایش مسلط شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی