lösen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gelöst | löste | löse | ich |
| hast gelöst | löstest | löst | du |
| hat gelöst | löste | löst | er/sie/es |
| haben gelöst | lösten | lösen | wir |
| habt gelöst | löstet | löst | ihr |
| haben gelöst | lösten | lösen | sie/Sie |
معانی
1. حل کردن (راهحل چیزی را یافتن؛ مثل مسئله، معما یا مشکل؛ بر هم گرهگشایی کردن)lösen+akk.بیشتر▾
2. خریدن؛ تهیه کردن (بلیت یا کارت ورود را با پرداخت پول گرفتن)lösen+akk.بیشتر▾
3. باز کردن؛ جدا کردن (چیزی را از جایی جداکردن یا شل کردن؛ مثل پیچ یا گره)lösen+akk.بیشتر▾
4. جدا شدن؛ باز شدن؛ رها شدن (از چیزی یا کسی جدا یا شل شدن؛ «sich lösen»)sich lösenبیشتر▾
5. حل کردن؛ در مایع آب کردن (مادهای جامد یا گاز را در مایعی بهگونهای محو کردن که دیده نشود)lösen+akk.بیشتر▾
6. لغو کردن؛ فسخ کردن (چیزی را باطل یا منحل کردن؛ مثل قرارداد یا نامزدی)lösen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




