صفتAdjektiv
mager
| mager | magerer | am magersten |
معانی
1. کمچرب؛ بدون چربی (غذا یا گوشتی که چربی کمی دارد؛ در برابر fett)بیشتر▾
• Mageres Fleisch, magerer Käse.گوشت بدون چربی، پنیر کمچرب.
2. لاغر؛ نحیف؛ استخوانی (جاندار بسیار لاغر و استخوانی)بیشتر▾
• Ein magerer Mensch, ein mageres Schwein.آدمی لاغر، خوکی لاغر.
3. (محاورهای، مجازی) ناچیز؛ ناکافی؛ ضعیف؛ کمبار (درآمد، نتیجه یا سود اندک)بیشتر▾
• Die Ausbeute dieser Forschungsreise war mager.حاصل این سفر پژوهشی ناچیز بود.
4. کمبار؛ بیحاصل؛ نامرغوب (زمین یا خاک کممادهی مغذی و کممحصول)بیشتر▾
• Magerer Boden, magere Erde.خاک بیحاصل، زمین کمبار.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




