قید حالتModaladverb
mindestens
معانی
1. دستکم؛ حداقل (دستکم این مقدار و احتمالاً بیشتر؛ در برابر höchstens)بیشتر▾
• Sie ist mindestens zwanzig Jahre alt.او دستکم بیست سال دارد.
2. دستکم؛ لااقل (انتظار حداقلی از کسی یا چیزی؛ مثل zumindest)بیشتر▾
• Er hätte sich mindestens entschuldigen müssen.او دستکم باید عذرخواهی میکرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




