قید حالتModaladverb
wenigstens
معانی
1. دستکم؛ حداقل (دستکم این مقدار؛ مثل mindestens)بیشتر▾
• Wenigstens drei Tage will er bleiben.او دستکم سه روز میخواهد بماند.
2. دستکم؛ لااقل (بهعنوان حداقل خواسته یا نکتهی مثبت؛ مثل zumindest)بیشتر▾
• Du kannst es doch wenigstens einmal versuchen.تو که میتوانی دستکم یک بار امتحان کنی.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




