قید مکانLokaladverb
nirgends
معانی
1. هیچجا؛ در هیچ مکانی (در هیچ جا و در هیچ نقطهای؛ مترادف nirgendwo)بیشتر▾
• Ich habe ihn nirgends gefunden.من او را هیچجا پیدا نکردم.
2. به هیچ وجه؛ در هیچ زمینهای (در هیچ نوع و به هیچ طریقی)بیشتر▾
• Er wollte nirgends anecken.او نمیخواست در هیچچیز مشکلی ایجاد کند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




