در حال بارگذاری...

اسمNomen

Operation

die/[opəʀaˈʦi̯oːn]
جمع: Operationen
ملکی: Operation

معانی

• Zugegeben, nach der Operation sah ich nicht besonders gut aus.اعتراف می‌کنم پس از عمل چندان خوب به نظر نمی‌رسیدم.
• Der Rechner führt durch ein Programm festgelegte Operationen aus.رایانه عملیاتی را که برنامه تعیین کرده است اجرا می‌کند.
• Die Operationen der Truppe wurden rechtzeitig erkannt.عملیات نیروها به‌موقع شناسایی شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی