اسمNomen
Service
der
جمع: Services
ملکی: Service
معانی
1. خدمات؛ پذیرایی (خدمات مشتری، پذیرایی و رسیدگی به مهمانها یا مشتری؛ مثل سرویس رستوران یا خدمات پس از فروش)بیشتر▾
• Das Restaurant hat einen sehr guten Service.این رستوران خدمات بسیار خوبی دارد.
2. بخش خدمات؛ دفتر خدمات (جایگاه یا دفتر ارائهی خدمات؛ مثل مرکز تعمیر یا خدمات مشتری)بیشتر▾
• Bringen Sie das Gerät zum Service.دستگاه را به بخش خدمات ببرید.
3. ست ظرف؛ سرویس (مجموعهی ظروف همسان؛ مثل سرویس چایخوری؛ جنس خنثی das Service؛ ریشهی دیگر و کمکاربردتر)بیشتر▾
• Sie hat ein Service aus Porzellan geerbt.او یک سرویس چینی به ارث برده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




