setzen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gesetzt | setzte | setze | ich |
| hast gesetzt | setztest | setzt | du |
| hat gesetzt | setzte | setzt | er/sie/es |
| haben gesetzt | setzten | setzen | wir |
| habt gesetzt | setztet | setzt | ihr |
| haben gesetzt | setzten | setzen | sie/Sie |
معانی
1. نشستن؛ جا گرفتن (خود را در حالت نشسته قرار دادن؛ «sich setzen»)sich setzenبیشتر▾
2. گذاشتن؛ قرار دادن (چیزی یا کسی را در جای معینی قرار دادن؛ مثل لیوان روی میز یا کودک روی صندلی)setzen+akk.بیشتر▾
3. نوشتن؛ گذاشتن (در نوشتار: چیزی را در جایی نوشتن، مثل نام، امضا یا نشانهی نگارشی)setzen+akk.بیشتر▾
4. کاشتن؛ نشاء کردن (گیاه یا نهال را در خاک گذاشتن)setzen+akk.بیشتر▾
5. معین کردن؛ تعیین کردن (چیزی را مشخص، مقرر یا برقرار کردن؛ مثل مهلت، هدف و مرز)setzen+akk.بیشتر▾
6. شرط بستن؛ تکیه کردن بر (در قمار: مبلغی را بهعنوان شرط گذاشتن؛ مجازی: بر چیزی یا کسی تکیه و امید بستن؛ «auf etw. setzen»)setzenauf+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




