در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

sicher

sichersichrer/sichereram sichersten

معانی

• Das ist ein sicherer Weg.این راه ایمنی است.
• Man hat den Betrüger auf Nummer sicher gebracht.کلاهبردار را به زندان فرستادند.
• Das ist ein sicheres Mittel.این وسیله‌ی مطمئنی است.
• Er ist ein sicherer Autofahrer.او راننده‌ی مطمئنی است.
• Sie lief sicher über den Balken.او با اطمینان روی تیر راه رفت.
• Der Sieg ist uns sicher.پیروزی برای ما قطعی است.
• Sicher hat sie wieder verschlafen.حتماً دوباره خواب مانده است.
• Sicher, das Schloss war nicht aufzukriegen, aber ...درست است که قفل باز نمی‌شد، اما ...
• Ich bin mir sicher, dass er es schafft.من مطمئنم که او از پسش برمی‌آید.
• Er ist seiner Sache völlig sicher.او از کارش کاملاً مطمئن است.
• Der Junge ist für sein Alter erstaunlich sicher.پسر برای سنش شگفت‌انگیز با اعتمادبه‌نفس است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی