1قید زمانTemporaladverb
stundenweise
معانی
1. ساعتی؛ ساعتبهساعت؛ برای یک یا چند ساعت (مثلاً کار یا کرایهی ساعتی)بیشتر▾
• Ich arbeite nur stundenweise.من فقط ساعتی کار میکنم.
2
صفتAdjektiv
معانی
1. ساعتی؛ ساعتبهساعت (آنچه برای یک یا چند ساعت رخ میدهد یا بر پایهی ساعت سازماندهی یا اندازهگیری میشود)بیشتر▾
• Eine stundenweise Betreuung ist möglich.نگهداری ساعتی ممکن است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




