در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

nett

nettnetteram nettesten

معانی

• Sein neuer Freund ist sehr nett.دوست جدید او بسیار مهربان است.
• Wir haben einen netten Abend verbracht.ما شب دل‌پذیری گذراندیم.
• Das ist ja eine nette Geschichte!عجب ماجرای ناخوشایندی!
• Das hat ihn ein nettes Sümmchen gekostet.این برایش مبلغ حسابی هزینه داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی