صفتAdjektiv
nett
| nett | netter | am nettesten |
معانی
1. مهربان؛ خوب؛ دوستداشتنی؛ خوشبرخورد (برای شخص)بیشتر▾
• Sein neuer Freund ist sehr nett.دوست جدید او بسیار مهربان است.
2. دلپذیر؛ خوشایند؛ قشنگ (برای چیزی، مثل شب یا لباس)بیشتر▾
• Wir haben einen netten Abend verbracht.ما شب دلپذیری گذراندیم.
3. (محاورهای، طعنهآمیز) ناخوشایند؛ بد (برای وضعیتی که اصلاً خوب نیست)بیشتر▾
• Das ist ja eine nette Geschichte!عجب ماجرای ناخوشایندی!
4. (محاورهای) قابلتوجه؛ حسابی (برای مبلغ)بیشتر▾
• Das hat ihn ein nettes Sümmchen gekostet.این برایش مبلغ حسابی هزینه داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




